سپهر کوچولو

سپهر کوچولو
قالب وبلاگ

س

[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ 10:53 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

سلام پسر گل مامان

اين روزا خيلي شيطون شدي هر چي بزرگتر ميشي بيشتر با كارات و شيرين زبونيات دل من وبابايي رو ميبري ، قربونت بشم بوس

 

خرو باغ يكي از دوستان بابايي

 

 

چشمه جعفري ، قربون ژست گرفتنت بشم.

 

 

خونه پريسا جون كه الان همسايه مون شدند

 

 

بزرگ مرد كوچك منبوسبوسبوس

 

 

محبتمحبتمحبت

 

 

هميشه سلامت باشي عزيزممحبت

 

 

[ يکشنبه 14 شهريور 1395 ] [ 19:14 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

s

 

 

ﺭﺍﺿﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ، ﭘﺎﯾﯿﺰِ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﻦ ..


ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﻢ ﺑﺮﮔﻬــــﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻭ ﻗﺮﻣﺰﺕﺭﺍ


ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺩﺭ هوایت


ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﯼ


ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺑﺮﮒ


ﻣﻦ ﺑﻮﯼ ﺧــــــــــﺪﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﺯ ﺗـــﻮ

 

سپهر عزيزم

توي اين ماه يك پروژه عظيم رو از سر گذرونديم ( از شير گرفتنت)  راضی  احساس ميكنم الان مستقل تر از قبلا شدي شباي اول بغلت ميكرديم تا خوابت ببره يا ميذاشتمت روي پاهام و تكونت ميدادم ولي دو شبه كه خودت سرتو  ميذاري رو بالشتت ميگي بيا واسم شعر بخون خودتم همراهي ميكني تا وقتيكه خسته ميشي و خوابت ميبره .

محرم امسال با محرم سالاي ديگه فرق داشت روز اول محرم بابابزرگ بابايي فوت كردند و  در عين ناباوري  ما رو ترك كردند چون نه مريض بودند نه مشكل خاص ديگه اي داشتند ، سيزدهم اين ماه چهلمشون هست. روحشون شاد انشالله جاشون توي بهشت باشه.

اين عكس رو  روز عاشورا كنار نخل هييت ميارزه ازت گرفتم.

 

 

ss

 

 ديروز جمعه توي خونه نشسته بوديم كه يهو تصميم گرفتيم بريم خرو يه دوري بزنيم حال و هوامون عوض بشه چون فصل پاييزش خييلي قشنگه تو هم كه خيلي سرحال بودي و واسه عكس گرفتن كاملا همكاري ميكردي قربونت بشم. بغل

 

S

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

s 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

ss

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

s

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

s

 

 

 


 

[ شنبه 1 آذر 1393 ] [ 18:05 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ پنجشنبه 29 آبان 1393 ] [ 11:50 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

کودکی  زیباترین و کوتاه ترین اتفاق ناخواسته ی زندگی ست.

 

 

 

 


سلام پسر گلم ،

توي ماهي كه گذشت يعني مهر ماه يه روز بردمت داروالشفا واكسن آنفولانزا زدي الانم داري 4تا دندون با هم در مياري دو تا از پايين و دوتا نيش بالايي البته هنوز در نيومده فقط سرش از زير لثه ديده ميشه ، ميدونم اذيت ميشي پسرم واسه همين دوست دارم زودي همه دندونات در بياد تا راحت بشي .

13 مهر (روز عيد قربان) تولد نوشين جون بود صبحش رفتيم خرو ناهار دعوت عمه مليحه بوديم گوسفند قربوني كرده بودند عصرشم تولد گرفتيم و شامم  همونجا خورديم ، روز خوبي بود ولي تو بخاطر دندونات يه كوچولو اذيت كردي .

همچنين توي اين ماه دوتا عروسي رفتيم عروسي دخترخاله م (زينب جان) و عروسي پسرداييم (آقامجتبي) يكشنبه هفته ديگه يعني 27 مهر عروسي دايي اميره  جشنجشنجشنجشنجشن

 از شيرين زبونيات بگم كه الان ميتوني جمله كوتاه بگي مثلا : ماماني يا بابايي بيا ؟ ، توپ اُستاد (افتاد)؟ ماشين  دُداست؟ (كجاست) ، پا اووف شده ، بريم حياط و ... يه سوالي كه جديدا زياد ميپرسي اينه : اسم يه چيزي كه نميدوني ميپرسي اين چيه؟ نه يه بار دوبار بيش از ده بار ميپرسي و منم همش جوابت ميدم تا ياد يگيري.

اسم بچه هاي اطرافتم كاملا ياد گرفتي و صداشون ميزني .

خدارو شكر خانم پرستارت هم خيلي ازت راضين و ميگن خيلي بچه حرف گوش كنيه البته اينم بگم كه از خودم كمتر حرف شنوي داري سکوت

امروزم مامان باباي پريساجون از مكه اومدند و صبح رفتيم ديدنشون از اونجا هم رفتيم خونه مامان جون (مامان خودم)

و در آخر ... الهي همه كوچولوها در كنار مامان باباشون صحيح و سالم زندگي كنن . آميييين

 

 

ss

 

 

sss

 

 

 

 

 

[ يکشنبه 20 مهر 1393 ] [ 17:19 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

سلام سپهر عزيزم ، 20 ماهگيت مبارك گلم .

ببخشيد كه دير ميام آپ ميكنم  بزودي ميام با كلي عكس و خبر .

ميبوسمت عزيزم.بوسبوسبوس

[ سه شنبه 18 شهريور 1393 ] [ 19:41 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

 

چند ساعت پيش هفت كودك فارغ از دنياي پر هياهوي ما سوار هواپيمايي شدند كه به سوي ابديت آماده پرواز بود.

چند ساعت پيش اين هفت كودك شايد هيجان اولين سفر با هواپيما را مز مزه مي كردند.

چند ساعت پيش جواني به بدرقه نامزدش با دسته گلي آمده بود .

چند ساعت پيش مادري براي سلامتي فرزندش زير لب چيزي با خود زمزمه ميكرد.

چند ساعت پيش پدري پاي تلفن با اظطراب ساعت پرواز دخترش را جويا ميشد.

چند ساعت پيش عده اي در طبس نشستن هواپيماي عزيزانشان را لحظه شماري مي كردند.

چند ساعت پيش حدود چهل نفر پاي به داخل هواپيمايي گذاشتند كه قرار بود در فرودگاه طبس فرود آيد ، اما

چند ساعت  پيش بي مسئوليتي عده اي  همه آرزوهاي  آنها را به باد داد .

و چند ساعت پيش صداي ناله هاي كودكاني به گوش ميرسيد كه در ميان شعله هاي آتش و خون زنده زنده كباب مي شدند . 

اما چند ساعت بعد عده اي تند تند جلوي دوربين ها خواهند رفت واز خود سلب مسئوليت خواهند كرد. 

من اما دلهره دارم ، دلهره اينكه كي و كجا فردا دوباره هموطنانم سوگوار عزيزانشان خواهند بود؟؟؟

 

خداوند روح همه آنها را غريق رحمت كند. آمييييييين

 

يه خبر خيييلي بد اينكه همين امروز متوجه شدم (از طريق دوستم مامان پارسا جون) كه يكي از دوستان وبلاگي ما آوينا جون و پدر و مادر مهربونش هم توي اين سانحه جون خودشون رو از دست دادند ، از وقتي فهميدم خيلي خيلي بهم ريختم همش چهره اين دختر پاك و معصوم توي ذهنمه.گریهگریهگریه

به پيغامي كه وقتي وبشو ميبندين ميده توجه كنيد.غمناک

اينم آدرس وبشه :http://avina2011.niniweblog.com/ 

 

براي شادي روحشون حمد بخونيد.

 

[ يکشنبه 19 مرداد 1393 ] [ 18:37 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

19 ماهگيت مبارك عزيزدلم

 

جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری حتی اگر لبریز شکوفه باشد ، دیدن ندارد.

 

 

s

 

 

سلام پسر گلم ،

باورم نميشه اينقدر زود گذشت داري واسه خودت مردي ميشي ديگه بايد بهت بگم بزرگ مرد كوچك منبغل

شب بيست و يكم ماه رمضان امامزاده ، داري قرآن به سر ميكني فداي تو بشم من

 

s 

 

از خبراي جديد بگم كه دو تا از دندوناي آسيابت  كامل دراومده چشمک

سوم مرداد ماه عقد دايي امير بود كه چون توي ماه رمضون گرفتيم بعد از افطار رفتيم امامزاده اونجا عقد كردند بعد واسه پذيرايي از مهمونا رفتيم خونه عروس خانم . اون شب قربونت برم اذيت نكردي مثل يه مرد با بابايي رفتي طرف آقايون و تا آخر همونجا بودي.

دو روز بعد يعني پنجم مرداد با عمو هادي رفتيم مسافرت طرف شمال

خيلي خوش گذشت مخصوصا به تو چون عاشق دردري ، روز اول كه رفتيم لب دريا چون طوفاني بود ترسيدي و نميذاشتي نزديك موجها بشيم  كلا اون چند روزي كه ما شمال بوديم دريا آروم نبود و فقط بابا و عمو واسه شنا ميرفتن منو تو و خاله زهرا هم توي ساحل مينشستيم و اونا رو تماشا ميكرديم ، فقط روز آخر بابا و عمو به زور تو رو بردن توي دريا تا شايد ترست بريزه قربونت بشم اينقدر گريه كردي و جيغ زدي بابا هم زود آوردت بيرون.

يه شبم كه يه بارون حسابي اومد وايييييي كه چقدر دلم واسه بارون تنگ شده بود ، بارونش عالي بود .

روز آخر كه داشتيم ميومديم توي ماشين يهو چشمم به دستت افتاد ديدم پشت دستت و انگشتات ورم كرده  اولش ترسيدم ولي چون خودت هيچ  عكس العملي نشون نميدادي فهميدم درد نداره خداروشكر تا به طبس رسيديم خوب شد.

كلا شش روز مسافرت بوديم و خيييييييلي به ما خوش گذشت.

يكشنبه دوازدهم مرداد هم عروسي رضا جون (پسرخاله سپهر) بود اون شب هم خيلي خوش گذشت و از شبهاي به ياد ماندني بود.

 

ادامه مطلب هم چندتا عكس گذاشتم اگه دوس دارين تشريف بيارين خندونک 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 18 مرداد 1393 ] [ 20:36 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

18 ماهگيت مبارک گل قشنگم

 

اين ماه داره دو تا از دندوناي آسيابت در مياد و ميدونم پسر گلم داري اذيت ميشي ولي چاره اي نيست ديگه.

بعضي وقتا کلي باهامون حرف ميزني ولي به زبون خودت اون موقعه که ميخوام قورتت بدم خيلي بانمک حرف ميزني البته  يکي دو کلمه رو واضح ميگي اون وسط ، منم منظورتو ميفهمم قربونت برم.بغل

سه شنبه قراره ببرمت مرکز بهداشت واسه واکسن ١٨ ماهگي اميدوارم اذيت نشي.ترسو

راستي امسالم اولين ماه رمضوني هستش كه تو در كنار مايي.محبت

 

 

[ يکشنبه 15 تير 1393 ] [ 13:20 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

زندگي بازي نيست ، اما بازي زندگي كودك است ...

 

s

 

چند روزه كه ميخوام بيام وبلاگتو آپ كنم ولي فرصت نميكنم الانم كه مريض شدي از ديروز هر چي ميخوري بالا مياري برديمت دكتر گفت ويروسه احتمالا از كسي گرفته و سه چهار روز طول ميكشه با تب و اسهال هم همراهه ، خدا كنه زودتر خوب بشي عزيزم نمي تونم ببينم كه تو مريض باشي .

فردا نيمه شعبانه تولد امام زمان (عج) ، امشب قراره همه برن سرخاك باباي بابايي ولي من و تو توي خونه ميمونيم تا مريضيت بدتر نشه پسر گلم.

ماه ديگه هم واكسن 18 ماهگيت رو بايد بزنيم كه از الان واسه اون روز استرس دارم آخه هر سري كه واكسن داري تب ميكني ولي از بابت اينكه آخرين واكسنته خوشحالم.

قربونت برم عاشق آب بازي شدي به آب بازي و اسباب بازي و تاب بازي ميگي : اَب بُزي

 

 

s

 

 

d

 

 

a

 

 

mm

 

 

ss

 

 

sss

 

اين ماه ني ني دايي علي به دنيا اومد يه دختر كوچولوي ناز كه اسمشو گذاشتن سارا

 

s

 

وااااااااااي چقدر سر و صدا ميكنيد.  کچل

 

ss

[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 11:08 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

پسر قشنگم 16 ماهه شد .

 

یک دقیقه سکوت برای رویاهای شیرین کودکی ، که هرگز باز نخواهند گشت!

 

سپهر عزيزم ، اين ماه تصميم گرفتم  برگردم سركار البته فقط شيفت بعدازظهر ، يه پرستار مهربون قرار شده بياد از تو مراقبت كنه . از امروز قراره برم چون اولين باره كه ميخوام تو رو تنها بذارم يه كم استرس دارم خيلي بهت وابسته شدم عزيزدلم تو هم همينطور ، واسه همين برام سخته حتي يه دقيقه كنارت نباشم هي خودمو دلداري ميدم ميگم همش 3 ساعته چشم رو هم بذارم تموم ميشه .غمناک

ولي خيلي دلم واسه كارمم تنگ شده و فك ميكنم  وابستگي زياد هم خوب نيست و اين دليلي شد تا اين تصميم رو بگيرم .

البته اينو هم بگم الان سه روزه كه پرستارت ميان و من هم توي خونه موندم تا بهشون عادت كني بعد تنهات بذارم اولش يه كم ناراحت بودي و احساس غريبي ميكردي ولي خدارو شكر كم كم مشغول بازي شدي و به شرايط عادت كردي.

الان ديگه وقتي باهات صحبت ميكنيم منظورمونو ميفهمي  مثلاً : بهت ميگم برو از توي اتاقت واسه خودت پوشك بيار بدو بدو ميري مياري يا هر وسيله ديگه اي ...

توي سفره پهن كردن هم كمك مامان مي كني و از اين كار خيلي لذت ميبري قربونت برم من بغل

خدارو شكر گوش شيطون كر از وقتي كه راه ميري غذا خوردنت خيلي بهتر شده و من از اين مسأله خيلي خوشحالم ، البته هنوز هم  يه كم بدغذا هستي  ولي نسبت به قبلا بهتر شدي.

اين دو عكسم محض اينكه اين پست بدون عكس نباشه چشمک

 

 

niniweblog.com

 

 

[ دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 ] [ 20:04 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وَ إِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ. كوچولوي نازم در تاريخ 15 ديماه 1391 ساعت 19:40 جمعه شب با وزن 3600 كيلوگرم ، قد 51 ، دور سر 35 توسط خانم دكتر فرح كلاني در شهر طبس پا به اين دنيا گذاشت و با اومدنش بركت و شادي به زندگي ما آورد.اينجا دريچه ايست براي ثبت لحظات دوران کودکي سپهر تا ببيند و بداند ما با داشتن او چه لحظات زيبايي را سپري کرديم. ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ __@@@@@@@@@@@@@@_______ __@@@@@@@@@@@@@@_______ _______________________________ _________@@@@@@@___________ _____@@@@@@@@@@@_________ ___@@@@@______@@@@@_______ __@@@@@_________@@@@@_____ _@@@@@___________@@@@@____ _@@@@@___________@@@@@____ _@@@@@___________@@@@@____ __@@@@@_________@@@@@_____ ___@@@@@______@@@@@_______ ______@@@@@@@@@@@________ _________@@@@@@@____________ ________________________________ __@@@@@____________@@@@@__ ___@@@@@__________@@@@@___ ____@@@@@________@@@@@____ _____@@@@@______@@@@@_____ ______@@@@@____@@@@@______ _______@@@@@__@@@@@_______ ________@@@@@@@@@@________ _________@@@@@@@@@________ __________@@@@@@@@_________ ___________@@@@@@@_________ ____________@@@@@@__________ _______________________________ ____@@@@@@@@@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______
افراد آنلاین
آنلاین : 1
بازدید امروز : 63
بازدید دیروز : 8
بازدید هفته گذشته : 188
کل بازدید : 55360
امکانات وب