سپهر کوچولو

سپهر کوچولو
قالب وبلاگ

س

[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ 10:53 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

   totalgifs.com alfabeto-atualizazul gif gif 5.giftotalgifs.com alfabeto-atualizazul gif gif 1.gif  ماهگیت مبارک عسلم

 

عید امسال با سالای دیگه فرق داشت اینجا اولین سالی بود که میدیدم توی عید هوا سرد باشه البته همون چند روز اولش بود بعدش بهتر شد دو سه روز اول رو با دید و بازدید از فامیل گذروندیم  بعد دیگه هر روز میرفتیم بیرون واسه تفریح ظهر که بابایی از سرکار میومد آماده باش بودی دیگه ، تا صدای آیفون رو میشنیدی می پریدی تو بغلم تا گوشی رو برمیداشتم داد میزدی دَدَ یعنی بریم دردر.

 

تشریف بیارین ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه 30 فروردين 1393 ] [ 10:36 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

 

 

پیام نوروز این است

 

دوست داشته باشید و زندگی کنید ، زمــان همیشه از آن شما نیست.

 

 

سلام گل هميشه بهار زندگيم ؛ اين دومين بهاريه كه تو در كنار مايي عزيزم اميدوارم نوروزي كه پيش رو داري آغاز روزايي باشه كه آرزو داري.

 

روز اول ســــال آدم به آدم میرســه ، اما اس ام اس به آدم نمـیرسه.

[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 12:01 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

كلوچه مامان 14 ماهگيت مبارك

 

 

اين روزا خونه ما هم مثل همه خونه ها حال و هواي عيد داره الان 2 هفته اس كه خونه تكوني رو شروع كردم   شکلکهای جالب و متنوع آروینولي هنوز خيلي از كارام مونده خنثی وااااااي 12 روز ديگه به عيد مونده و من هنوز كلي كار و خريد دارم !!! گریه

ولي عيب نداره با كمك گل پسرم همه كارا انجام ميشه  لبخند قربونت برم وقتي ميريم تو اتاقت اگه اسباب بازي ريخته باشه بهت ميگم ماماني بيا اتاقتو مرتب كنيم بعد اسباب بازياتو ميريزم تو سبد تو هم يكي يكي برميداري و همين كارو انجام ميدي فدات بشم كه اينقدر به فكر مامانتي ماچ 

 

هر چي بزرگتر ميشي شيرين كاريات بيشتر ميشه و همچنين خرابكاريات ،‌ چند شب پيش خونه عزيزجون با قاشق زدي به ليوان و شكستيش اين اولين باري بود كه چيزي رو ميشكستي.

 

کلمه های : مامان ، بابا ، دا (دایی)  عمه ، اَم (آب ) ، نه ، داددی (دالی) عباسی (منظورت شعر تاب تاب عباسیه) تو تو (که شامل مورچه و هر حشره و پرنده چرنده ای میشه) رو میتونی بگی.

 

چند وقته ازت عکس نگرفتم امروز میخواستم تو اتاقت ازت عکس بگیرم  قرار بود من سرگرمت کنم بابایی هم عکستو بگیره ولی مگه یه جا بند میشدی تا بابا دوربینو آورد دوییدی طرف دوربین و گرفتیش.

وروجک همون دکمه اش که عکس میگیره رو فشار میده خنده

 

s

 

قیافه من دیدنی بود کلافه هیچی دیگه آخرش موبایلمو آوردم و ازت عکس گرفتم.

 

sss

 

دیگه کار به جایی رسیده بود که داشتی دوربینو برمیداشتی که بگیری جلوی چشات

 

ss

 

این عکس رو قبل از اینکه دوربین رو بگیری ازت گرفتیم

 

sss

 

دوستت دارم عزییییزم تا ابـــــــــــــــــد ماچ 

 

 

 

[ سه شنبه 20 اسفند 1392 ] [ 9:40 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

بـــــــلـــــه سپهر كوچولو راه افتاد.                    niniweblog.com

 

عزيييييييييييز مامان الان ديگه ميتوني راه بري خودت انقدر از اين قضيه ذوق كردي كه همش دوس داري راه بري وقتي برات دست ميزنيم اگه چيزي تو دستت باشه زود ميندازي و واسه خودت دست ميزني   niniweblog.com

 

هنوز تازه راه افتادي ولي اعتماد به نفس خوبي داري چون همين اول با پا توپ بازي ميكني و از اينكه زمين بخوري زياد استرس نداري.

 

عزيز دلم اميدوارم توي همه مراحل زندگيت موفق باشي و هيچ وقت زمين نخوري .

 

بعضی وقتا که حوصلت سر میره واسه خودت یه سرگرمی پیدا میکنی یه شب که من و بابا داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم  ...

سپهر کو؟؟؟ تعجب

 

 s 

 

داددی (به قول سپهر)

 

ss

 

 niniweblog.com

 

sss

 

 اینم از سرگرمیهات نفس مامان   بغل

 

 

راستي اينم اضافه كنم به شعر خوندن خيلي علاقه داري بعضي وقتا با خودت يه كلمات نامفهومي رو (البته براي ما نامفهومه براي خودت مفهوم داره) با آهنگ ميخوني.  اتل متل كه برات ميخونم در هر حالتي باشي سريع ميشيني و دستتو ميزني رو پاهات آخرشم كه ميگه آچين و واچين ... خودت همراهي ميكني.

من ميگم بع بعي ميگه          سپهر: بــــــع بــــــــع

من : دنبه داري؟                    سپهر : بـــــع بــــــع  خنده

من پس چرا ميگي                 سپهر: بــــــع بـــــــع

 

 

شعر يه توپ دارم قلقلي رو هم خيلي دوست داري وقتي برات ميخونم تا آخرش گوش ميكني .

[ دوشنبه 19 اسفند 1392 ] [ 11:09 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

 

 

totalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif 3.giftotalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif 1.gif

 

پسر قشنگم ؛ 13 ماهگيت مبارك قلب

 

اين روزا اصلا وقت نميكنم بيام بنويسم خيلي خيلي شيطون بلا شدي همش بايد مواظبت باشم همش دوست داري بري جاهاي خطرناك خيلي دنبال هيجاني و همچنين دنبال جلب توجه قربونت برم مثلا اگه ببيني من و بابايي حواسمون به تلويزيونه و به تو توجه نميكنيم الكي سرفه ميزني كه ما فكر كنيم چيزي تو گلوت گير كرده و بدوييم بيايم پيشت نیشخند ديگه وقتي واقعا هم چيزي تو گلوته ما فكر ميكنيم الكيه ، چوپان دروغگوي كوچولوي من ماچ

چند روز پيش واسه اولين بار خودم با اعتماد به نفس كامل موهاتو كوتاه كردم اول بابايي مخالف بود ولي با اصرار من راضي شد وقتي كوتاه كردم و موهاتو ديد خوشش اومد و گفت خيلي خوب شده ، خدارو شكراوه

الان چند روزه كه هوا خيـــــــــــــلي سرد شده به حدي كه شهر ما كه چند ساله برف نيومده ديروز صبح كه از خواب بيدار شدم ديدم روي درختا رو برف پوشونده.

 

s

 

اولين باره كه برف ميبيني

 

s

 

از ديدن دونه هاي برف خيلي تعجب كرده بودي ساكت بودي و نگاه ميكردي فقط گاهي وقتا با خودت مي گفتي: اِه  نیشخند

 

ss

 

ظهر كه بابايي از سركار اومد بعد از ناهار با خانواده عمه مهين جون ، عمه زهرا جون ، پريساجون و مامان باباش و دوتا خاله هاش(مريم خانم و فاطمه خانم)  رفتيم تو جاده خرو وسط كوه ها خيلي جاي قشنگي بود كلي همه برف بازي كردند آتيش روشن كردند اولش كه رسيديم لالا بودي ولي بعداز چند دقيقه بيدار شدي .

خيلي خيلي سرد بود واسه همين از ماشين پيادت نكردم  خودمم زياد سر حال نبودم يه كم سردرد داشتم عمه مهين جون دستشون درد نكنه اومدن پيشت تا منم بتونم از ماشين پياده شم و يه كم تفريح كنم.

ما به خاطر اينكه بابايي ميخواست بره سركار مجبور شديم زودتر از بقيه برگرديم ولي در كل خوش گذشت. 

راستي امشب مي خوايم بريم خونه جديد عمه معصومه جون يك آش رشته اي بزنيم بر بدن حالشو ببريم

توي اين هواي سرد ميچسبه خوشمزه 

  

[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 19:10 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

s

 

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد...

روز تو!

روزي که تو آغاز شدي!

تولدت مبارک عزیزم

 

گل قشنگم؛

هفته پیش خاله جون از تهران اومده بود و قرار بود جمعه برگرده ما هم به خاطر اینکه دوست داشتیم توی تولد تو باشه تصمیم گرفتیم پنج شنبه شب یه جشن بگیریم ولی فقط خانواده خودم بودند.

خیلی شب خوبی بود کلی خوش گذشت به هممون تا آخر شب بچه ها زدند و رقصیدند تو هم که اون وسط دنبال شیطونی کردن بودی و گاهی هم واسه خودت نای نای میکردی قربونت برم.

دایی حمید و مهدی جان (پسر خاله نرگس) گیتار آورده بودند و برات چندتا آهنگ قشنگ زدند دستشون درد نکنه خیلی کار قشنگی بود.

فقط یه ناراحتی داشتم کیک رو که آوردیم خونه زمین تا آسمون با اون چیزی که سفارش داده بودیم فرق میکرد قرار بود مزرعه بره ناقلا رو برامون درست کنند ولی اصلا یه چیز دیگه درآورده بودند خلاصه بگذریم از این حرفا در کل شب عالیی بود.

یه دفترچه هم واست گرفته بودیم که هر کس اومد تولدت یه جمله یادگاری توش بنویسه واست نگهش میدارم تا وقتی که ایشالله خودت بزرگ شدی بخونیش.

روز یک شنبه که روز اصلی تولدت بود خانواده بابایی رو دعوت کردیم اون شب هم خیلی خوب بود دوباره همون کیک رو سفارش دادیم از قیافش که بگذریم مزه اش خیلی خوب بود ،دست همه مهمونا هم درد نکنه بابت کادوهای قشنگی که آوردند کلی از هر دو شب فیلم و عکس گرفتیم و به خوبی و خوشی گذشت.

در آخر هم:


امیدوارم هميشه مثل چراغ راهنمايي باشي ؛

لپت هميشه قرمز

 

روي دشمنات زرد

 

دلت هميشه سبز

دوستت دارم تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ابــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد   ماچ

وایسین وایسین هنوز تموم نشده واسه دیدن عکسا برین ادامه مطلب نیشخند


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 دی 1392 ] [ 18:16 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

 

شب یلداست؛

شبى که در آن انار محبت دانه مى شود

و سرخى عشق و عاطفه ، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما

شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها

در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.

 

عزيز دلم؛ امسال اولين سالي بود كه يلدا در كنار ما بودي چقــــدر تو به زندگی ما معنا دادی پسرم دوستت دارم بینهایت از ته قلبم امیدوارم همیشه لبت مثل پسته شب یلدا خندون باشه .

دیروز طبق معمول هر روزه بعد از ظهر خوابیدی منم که خوابم نمیومد و بیکار نشسته بودم که یهو یه فکری به ذهنم رسید .

تصمیم گرفتم میوه هایی که قراره شب یلدا بخوریم رو یه کم تزیین کنم یه چیزایی هم اضافه کنم و یه سفره کوچیک پهن کنم  تا تو و بابایی رو سورپرایز کنم.

یک ساعت به اینکه بابایی از سر کار بیاد دست به کار شدم و شروع کردم به تزیین میوه ها و درست کردن مسقطی انار که هنوز چند روز پیش یاد گرفتم و ...

آماده که شد سریع همه رو کنار هم چیدم روی میز و بابا زنگ زد همزمان شما هم از خواب بیدار شدی .

بابایی که وارد شد :  لبخند تشویق قلب خوشمزه  

من :   مژه خجالت هورا تشویق   (یلدا مبارکـــــــــــــــ )   

 سپهر : خمیازه  تعجب متفکر از خود راضی (الان میام همشو بهم میریزم ، منو از خواب بیدار میکنین؟ ابرو

اينم سپهر خواب آلود و ماحصل تلاشهاي مامانش:

 

ع

 niniweblog.com

 

 بابايي از مسقطي خيلي خوشش اومد همشو تا ته خورد ولي من نخوردم زياد با ذايقم جور نبود.

 

م

 

 niniweblog.com

 

 

 niniweblog.com

 

 

 

[ يکشنبه 8 دی 1392 ] [ 10:06 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

نفس مامان:

ديروز جمعه صبحانه و ناهار دعوت عمو هادي (دوست بابايي) بوديم و رفتيم خرو (چشمه جعفري) . قرار بود صبح ساعت 7 بريم ولي به خاطر شما كه لالا بودي ساعت 10 رفتيم اونجا يه جاي خوب پيدا كرديم و نشستيم بعد بابايي و عمو هادي بساط آتيش به پا كردند تا صبحانه درست كنند ، اونم چه صبحانه اي.خاله زهرا زحمت كشيدند گوجه و تخم مرغ برداشته بودند صبحانه املت آتيشي خورديم .

 

املت

 

بعد از صبحانه بابا و عمو رفتند پياده روي و كوهنوردي ما هم همونجا مونديم ، يه كم كه بازي كردي خوابت برد من و خاله هم با هم صحبت ميكرديم. بعد كه آقايون اومدند استراحت كردند و چاي و تخمه و....

وقت ناهار شد بازم آقايون دست به كار شدند ما هم كه ديگه تماشا و عكس...

 

قبل از عمل

 

ج

 

بعد از عمل

 

ج

 

بعد از ناهار و استراحت ،چاي آتيشي خورديم اين عكس از چايساز بيابوني(به قول عمو هادي)

 

چ

 

شما هم كه در حال بازي و عشق و حال

 

بازي

niniweblog.com

 

ب

niniweblog.com

 

s

niniweblog.com

 

ss

وقتي آفتاب داشت غروب ميكرد اومديم خونههههههههههههههه.........................بای بای

[ چهارشنبه 4 دی 1392 ] [ 10:59 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

s

 

دوستت دارم اما نه به اندازه ی بارون چون یه روز بند میاد

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف چون یه روز آب می شه

دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل چون یه روز پژمرده می شه

دوستت دارم به اندازه ی یه دنیا چون هیچ وقت تموم نمی شه



عزيز دلم ؛

چقدر اين روزا زود ميگذره انگار همين ديروز بود كه تو به دنيا اومدي ،كم كم داريم به روز تولدت نزديك ميشيم وااااي چقدر زود ميگذره باورم نميشه داره يك سالت ميشه بغل

اين ماه براي وزنت مراقبت ويژه داشتي يعني گفتن وزنت كم اضافه ميشه بردمت دكتر براش توضيح دادم كه غذا خيلي كم ميخوري گفت علتش وابستگي زياد به شير مادره و يه شربت تقويتي برات نسخه كرد كه اميدوارم  غذا خوردنت بهتر بشه.

از احوالاتت بگم ؛ جديدا ياد گرفتي با كمك مبل ، ميز و  ... بلند شي و رو پاي خودت بايستي چند تا بازي جديد ياد گرفتي كلاغ پر ، اتل متل ... و 4 تا دندونم در آوردي.

راستي ني ني عمه جون به سلامتي به دنيا اومد روز 11 آذر ( يه روز قبل از تولد من مژه) اسمشو گذاشتن امير ارسلان.

 

اينم پسرعمه سپهر ( امير ارسلان جون) :

a 

 

[ دوشنبه 25 آذر 1392 ] [ 11:29 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

قلبها برای آرامش
دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه
عقل در انتظار جنون
نفس ها به شماره افتاده
آری “محرم” آمده . . .

ایام عزاداری سیدالشهدا تسلیت باد.

 

پسرم ، قرار بود روز جمعه مراسم شيرخوارگان حسيني ببرمت ولي چون دير از خواب بيدار شدي وقتي رسيديم ديگه آخراي مراسم بود و قسمت نشد.

قبل از تاسوعا و عاشورا چون سرماخورده بودي دكتر بهم توصيه كرد كه زياد توي شلوغي نبرمت منم چون اولين محرمت بود و خيلي دلم ميخواست تا اين مراسمات رو ببيني بردمت هييت ولي توي شلوغي نبوديم.

اينجا هم روز عاشورا جاييه كه نخل رو تزيين ميكنن . 

s

 

niniweblog.com

 

ss

 حضرت علي اصغر نگهدار تو و تمام كوچولوها باشن.فرشته

 

[ سه شنبه 28 آبان 1392 ] [ 17:44 ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وَ إِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ. كوچولوي نازم در تاريخ 15 ديماه 1391 ساعت 19:40 جمعه شب با وزن 3600 كيلوگرم ، قد 51 ، دور سر 35 توسط خانم دكتر فرح كلاني در شهر طبس پا به اين دنيا گذاشت و با اومدنش بركت و شادي به زندگي ما آورد.اينجا دريچه ايست براي ثبت لحظات دوران کودکي سپهر تا ببيند و بداند ما با داشتن او چه لحظات زيبايي را سپري کرديم. ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ ________________@@@@@_______ __@@@@@@@@@@@@@@_______ __@@@@@@@@@@@@@@_______ _______________________________ _________@@@@@@@___________ _____@@@@@@@@@@@_________ ___@@@@@______@@@@@_______ __@@@@@_________@@@@@_____ _@@@@@___________@@@@@____ _@@@@@___________@@@@@____ _@@@@@___________@@@@@____ __@@@@@_________@@@@@_____ ___@@@@@______@@@@@_______ ______@@@@@@@@@@@________ _________@@@@@@@____________ ________________________________ __@@@@@____________@@@@@__ ___@@@@@__________@@@@@___ ____@@@@@________@@@@@____ _____@@@@@______@@@@@_____ ______@@@@@____@@@@@______ _______@@@@@__@@@@@_______ ________@@@@@@@@@@________ _________@@@@@@@@@________ __________@@@@@@@@_________ ___________@@@@@@@_________ ____________@@@@@@__________ _______________________________ ____@@@@@@@@@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ _________________@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______ ____@@@@@@@@@@@@@______
افراد آنلاین
آنلاین : 1
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 27
بازدید هفته گذشته : 123
کل بازدید : 60406
امکانات وب